اگه...

اگه.. 

اگه دنیا مال من بود... یه روزش به کام من بود

بین صد تا سرنوشت ، یکی نوشتنش با من بود

دلت این جا پیش من بود!

اگه ماه تو دست من بود... گوش باد به حرف من بود

یک شب از هزار و یک شب ، قصه هاش از دل من بود

دلت این جا پیش من بود!

اگه مهتاب یار من بود ، خورشید از تبار من بود

وای اگر گریه ابرها یه روزم به حال من بود

دلت این جا پیش من بود!

هر جا رد پای من بود... دو تا چشم دنبال من بود

یه نگاهی که تا چند وقت، سنگینیش رو دوش من بود

یه نفر غیر تو انگار همیشه عاشق من بود

یه نفر بود که وجودش محض دلگرمی من بود...

اینجوری نبود واینجور نمی مونه

حالا صبر کن!

می یاد اون روز که دلت پیشم بمونه

حالا صبر کن!

یه روزی به آسمون می گم همه روزا رو شب کن

به تو می گم واسه من بمیر و تب کن

حالا صبر کن...

 

  
نویسنده : گل شب بو ; ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ مهر ،۱۳۸۳