به ياد من باش...

مناسب ترین کلمه...خدا

زیباترین کلمه....عشق

پراحساس ترین کلمه...محبت

پرمعناترین کلمه...نگاه

عالی ترین کلمه...دوستی

تلخ ترین کلمه...جدایی

دردناک ترین کلمه...خیانت

بدترین کلمه...تمسخر

و

آشناترین کلمه...تو

...هر جا که می ری به یاد من باش !

  
نویسنده : گل شب بو ; ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ آبان ،۱۳۸۳


هراسم نيست

من تکه ای از تاریکی هستم ، سوالی سمج ، ذهنی ساده ، عاشقی بی عشق ، مسافر جاده ای رو به نمی دانم کجا ،تکه ای از زندگی شما،تکه ای از قلب مهربان مادرم ،گوشه ای از کنج دل دوستانم ، برگی از خاطرات دورترین رهگذر که لحظه ای از کنارم گذشته ، ناشناخته ای در قلمرو رویای انسانی در گوشه ای از زمین...

اگر دوستم نداری ، تظاهر به دوست داشتنم نکن ! اگر باورم نمی کنی ، اصرار نکن که می فهمی ام ! اگر نمی خواهی مرا ببینی ، از من پنهان مکن !

اگر دوستم بداری ، دوستت خواهم داشت ، بیشتر از تو ! اگر دوستی ام را نخواهی ، به آرامی نسیم از کنارت خواهم گذشت بی آن که عطر تو را به یاد بسپارم !

مرا هراسی از نبودن تو در کنارم و نبودن مهرم در قلبت نیست ، مهم قلبی است که می تپد بی کینه ! مهم ، این است که رهایت کنم ! من رها ، تو رها ! عشق رهایی است . زندگی رهایی است و مرگ رهایی است . میخواهم من و ما رها باشیم بی آنکه ذره ای کینه ونفرت بر آیینه مان بنشیند . مهم این است که دل صاف باشد...خواه بمانی و دوستم بداری...خواه بروی و دل برکنی !

  
نویسنده : گل شب بو ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ آبان ،۱۳۸۳


قسمت

 

گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم

نسبت به غیر مکن که این ها خدا کند

 

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار

که رحم اگر نکند مدعی ، خدا کند

  
نویسنده : گل شب بو ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ آبان ،۱۳۸۳