ماندگاری می خواهم
سبز، سبز ، سبز... باران سبز مي باريد و من هنوز در انديشه آبي دريايي بودم كه غرق در آن ، ساحلش را در رويا به تصوير مي كشيدم. از كجا به ميان اين دريا رسيده ام...؟ شن هاي داغ ساحل زندگي ام كدام سوهرغروب انتظار رسيدن مرا به فردا مي دوزد ؟ اينك تنها آسمان ، همان آسمان خاك گمشده ام است؛ روزها، دامن آبي خورشيد وحرير ابر و شب ها، چلچراغ تاريكي به چله نشسته اي كه مهتاب و من تنها مهمان هميشگي اش هستيم. اينجاهر شب مهتاب آرام بر آب مي لغزد و با كرشمه هر موج مي رقصد... اما من عاشق حرير مهتاب بر سبزي جنگل و خاك سرد شبم ؛ عاشق دشت هاي مهتابي و نوازش نسيم بر شاليزارهاي بلند كه چون گيسوي زمين نرم نرمك در آغوش باد رها مي شوند ، عاشق كاج هاي سخت و هميشه سبز كه شب ها از هر شاخه شان هزار هزار سوزن نقره اي آويزان مي شود ، عاشق كوه هاي سخت كه گويي شب ها تا سحر به آسمان خيره مي شوند ، عاشق سروهاي ساده و صميمي كه گويي هر شاخه شان ماه را مي طلبد ، عاشق كوير كه آغوش باز مي كند تا مهتاب آرام و آهسته بر خاك تشنه بنشيند.... دلم براي ذكرهاي شبانه و راه هاي رفتن و باز نيامدن...براي جاده هاي نمي دانم از كجا آمده و به ناكجا رسيده... دلم براي ريشه در خاك زدن ...از آسمان طلا چيدن و با برگ ها رقصيدن... دلم براي سكوت و يكجا ماندن تنگ شده... اينجا غرق در سيالي اين آب شور براي زنده ماندن ، تنها بايد آواره بود... من دلم براي ماندگاري تنگ شده
راه رفته
راه رفته را چه کسی می رود وقتی هيچ راهی نيست جز راه رفته؟
راه رفته هميشه هموار است...نه بايد از راه ديگری رفت.به کجا،نمی دانم.فقط می دانم همه چيز آنسوی رفتن است . برای به دست آوردن آنچه می خواهم ، همه چيز را از دست می دهم و برای از دست دان آنچه بايد از دست بدهم ، تنها کافی است آن را نخواهم ، همين. همه چيز آن سوی خواستن و نخواستن است.
اينک توشه از کنار همه راه های رفته و باز نيامده بر دوش می کشم و کفش هايم در آغوش خاک فرو می روند...هر گام بوسه ای بر خاک می زند و از خاک جدا می شود . اما گويی اين کفش های کهنه تاب دوری از خاک را ندارند. بر تنم جز نوازش دست نسيم و مهتاب نيست و چشمانم تنها قاب درخشان شاليزارهای کنار راه است.
توشه ام پر از گل های خشک مريم است و اندکی باران آسمان خانه به همراه بوی تازه سلامی که اينک تنها يادگاری شده ، برای باز آمدن از راه های رفته .
می روم تا به آن سوی خواستن و نخواستن برسم...
